دوباره، شروع:)
بالاخره بعد از چند روز برگشتم خونه:)
مسیر دیگری از زندگیم شروع شده؛ مسیری از پایتخت به کویر و بالعکس.
کلاس هام شروع شد و خوشبختانه دوستان خیلی خوبی پیدا کردم. تا جایی که یادم می آید هیچ وقت دوست یابی ها به این ترتیب نبود که از همان روز اوّل همه بچّه ها تا این حد با هم صمیمی شوند(خدا را هزار مرتبه شکر). جالب این که سر کلاس بودم که یکی از همکلاسی های دوره کارشناسی م وارد کلاس شد. از دیدن هم کلّی ذوق کردیم:)
در ضمن، اشتراک ام رو هم گرفته ام و از هفته آینده از کویر هم کانکت می شم!
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر ۱۳۸۶ ساعت 21:19 توسط آرام
|