اجازه؟!
من از اون آقاهه که پایین پله های ایستگاه قطار می ایسته و سرش رو بالا می گیره و زل می زنه به مسافر های پایین رونده از پله، خنده ام می گیره!
من از اون آقاهه که پایین پله های ایستگاه قطار می ایسته و سرش رو بالا می گیره و زل می زنه به مسافر های پایین رونده از پله، خنده ام می گیره!
"رفتنت آغاز ويراني است
حرفش را نزن!
ابتداي يك پريشاني است
حرفش رانزن!
گفته بودي چشم بردارم از چشمان تو
چشم هايم بي تو باراني است
حرفش را نزن!
آرزو داري كه ديگر بر نگردم پيش تو
راه من با آن كه طولاني است
حرفش را نزن!
دوست داري كه بشكني قلب مرا
دل شكستن كار آساني است
حرفش را نزن!
عهد كردي با نگاه خسته اي محرم شوي
گر نگاه خسته ي ما نيست
حرفش را نزن!
خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشكني
اين شكستن نامسلماني است
حرفش را نزن!"
يك نفر اينجا دلش گرفته!
يك نفر اينجا بغضش تركيده!
يك نفر اينجا اميد نداره
ايمان نداره.
هستي نداره.
عشق نماندني ست...
عشق رفتني ست
يك نفر اينجا رفتني ست.
پي نوشت: با تمام وجود دارم حسش مي كنم. با همه وجود دارم خدايي رو حس مي كنم كه هميشه هست؛ هميشه بوده. گاهي روزها و شرايطي رو به آدم نشون مي ده كه همين جوري باور كردنش سخته، خيلي سخت!
برای از بین بردن میکروب های انگشتان پا از چه دارویی استفاده می کنیم؟
1-استافینوفن 2-قرص 3-آمپول 4- شربت
مجری: بنیامین 3 ساله
پی نوشت: بنیامین خان، با جدیت همه اطرافیان رو وادار می کنه که در مسابقاتش به عنوان شرکت کننده حضور داشته باشند!