یاد ایام!
دیشب دوباره فرصتی دست داد تا شبی دیگر با دوستان عسلم قراری داشته باشیم در دیدنیها. اما این بار هممون خانومی بودیم واسه خودمون. این بار همه آروم می حرفیدیم! خبری از شیطنت های گذشته نبود. خبری از سر و صدا کردن و آتیش سوزوندن نبود.
خوش گذشت. اما هممون واسه خودمون دختر های سنگین و رنگینی شده بودیم!
آخ! چه می کنی تو زمونه؟
دلم تنگیده برای قدیم ها و ...
این روز ها فقط یاد خاطرات قشنگ گذشته است که زنده میشه برام. این روز ها خیلی زود به زود دلم میتنگه برای همه چیز. این روز ها آدم ها خیلی عوض شدند؛ حرف هاشون، برخوردهاشون و ...
دلم قدیمی ها رو می خواد! خیلی!خیلییییییییی...
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 8:56 توسط آرام