کجایی شاپرکم؟
شاپركم
پيچ جاده هاي كوهستاني افسانه اي را عاشقانه دوست مي داشتم براي چه؟ آمدن تو را انتظار مي كشيدم؟
تو آمدي شاپركم. اما از كجا؟ از پشت كوه من؟ آخ كه چقدر خسيسم من. كوهت را كوه خودم خواندم كه حتي مالكيتم قراردادي هم نبود! چقدر خسيسم من!
اما شاپركم، من كه طاقت آوردم. من كه خواستمت. نمي خواستم؟
خنده و گريه مان با هم نبود؟
تكيه دادي به كوه استواري كه به تو بخشيدمش. اما هرگز به تو خيانت نكردم. كردم؟ تو چطور؟
اصلاً آمدي كه چه؟ كه بروي؟ آه تو خيلي بازيگوشي شاپركم.
آن كوه استوارمان را ديروز ديدي پشت مه؟ اصلا پشت مه قايم شده بود كه چه؟ كه نبينم لرزشش را؟ لرزشش از براي رفتن توست؟
بيا شاپرك بازيگوش ديوونه ي من! بيا مادر! بيا دلم لك زده صدايم كني « بچه »!
من تو را به اين آساني بدست نياوردم كه از دست بدهم. پيچ جاده ها براي چه بود پس؟
امروز تو را گريستم.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 18:47 توسط آرام
|