تبليغاتX
یادداشت های فیزیکی

یادداشت های فیزیکی

خداوند عشق است و عشق، زندگی و زندگی، جسارت است!

جسارتاً شما یه بسته ماکارونی ندیدید؟

دو تا خانم متشخص ماکارونی خریدند و به خوابگاه رفتند و با یه خانم متشخص دیگر – سه تایی –  به نیت  ابتیاع وعیش به بازار رفتند و دیر وقت به خوابگاه بازگشتند؛ تنها به این امید که تا آخر شب ماکارونی پخته و دلی ازعزا دربیاورند. دو تا از خانم های متشخص، مایع ماکارونی رو پختند و حال نوبت به ماکارونی رسید. این ور بگرد و اون ور بگرد، اما ماکارونی کو؟ حالا از این و اون بپرس "یه بسته ماکارونی ندیدید؟" و ...

بعد کاشف به عمل اومد که ماکارونی رو یه عده ای همراه با ماکارونی خودشان طبخ و میل نموده اند  و همچنان در پی این اندیشه که چقدر ماکارونی ما ری کرد و چه برکتی داشت، که جماعتی رو سیر نمود و هنوز به قاعده خوراک ایلی دیگر، از آن باقی مانده!

 

نکته اخلاقی: ماکارونی پز که شونصد تا شد، ماکارونی پر برکت میشه!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:30  توسط آرام  | 

احساسم این است که دارم کم کم تبدیل به یک شیء می شوم؛ اینست که روزی، دونفر "این" م خطاب نمودند!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:52  توسط آرام  | 

برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در انتهاي کمال. بنگر که تو چگونه مي افتي...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 20:6  توسط آرام  | 

کنفرانس رشد بلور ایران - دانشگاه سمنان

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:51  توسط آرام  |